پنج شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۲
خورده ريزهايي كه كنار مان مي‌درخشند
 
 
پارسايي در حوض
 
يکي «سهل» را گفت:«مي گويند تو بر سر آب مي‌روي و قدمت‌تر نمي‌شود!»
گفت:«از موذن اين مسجد بپرس، که او مردي راستگو است» پرسيد. موذن گفت:«من چنين چيزي نديده‌ام. لکن در اين روزها، «سهل» بر سر حوضي درآمد تا غسل بسازد، در حوض افتاد، و اگر من نمي‌بودم، در آن‌جا مي‌مرد!»
«تذکره الاولياء»
 

● نگاه نو
خورده ريزهايي كه كنار مان مي‌درخشند
 
عليرضا محمودي ايرانمهر

پارسايي كه بر سر آب راه مي‌رود بيش‌تر توجه و احترام ما را به خود جلب مي‌كند يا صداقت رندانه‌ي پارسايي كه اعجاز ماوراءالطبيعه‌ي خود را انكار مي كند؟ آن كه بر توانايي‌هاي خارق‌العاده‌ي خود تأكيد دارد احترامي آميخته با ترس در ما برمي‌انگيزد، زيرا وجود و قدرت او از جنسي ديگر است كه در تجربه‌ي ملموس ما در نمي‌آيد. او همواره در دور دست‌ها است و فاصله‌اي ابدي را با مردمان عادي حفظ مي‌كند. اما كسي كه شجاعت آن را دارد، تفاوت‌هاي خود، برتري‌هاي غير قابل دسترسي و شناخت خويش را انكار كند، احترامي همراه با همدلي در ما برمي‌انگيزد. زيرا بسيار شبيه به ما است و آن چه او را متعالي مي‌سازد، فضيلت‌هايي است كه ما نيز مي‌توانيم واجد آن باشيم.
«سهل» در داستانك بالا فضيلت دوم را انتخاب مي‌كند. فضيلتي كه بسيار انساني و شجاعانه‌تر است. او آن قدر  قدرتمند است كه مي‌تواند از جايگاه قدسي خود فرود آيد، رويين تني ماورائي‌اش را وانهد، رو در روي مان بايستد و خويش را به قضاوت بگذارد. حالا مي‌توان از خود پرسيد معنويت به راستي چه كيفيتي است و اعجاز چگونه رخ مي‌دهد؟ آيا پارسايي كه بر سر آب راه مي‌رود شكوهی معنوي بيش‌تري را نشان مي‌دهد يا قديسي كه توي حوض در حال غرق شدن است؟ او كه باور عمومي بر اعجاز خود را مي‌شكند تا همچون يك انسان تجلي كند. حال مي‌توان فكر كرد كه چگونه معجزه گاه در چيز‌هايي كوچك و ساده، حوادث پيش پا افتاده و زندگي روزمره و خورده ريزهاي اطراف‌مان مي‌تواند پديدار شود! در يك ليوان چاي گرم و شب سرد زمستاني، بيدار شدن در يك صبح زيباي بهاري و يا بيرون كشيدنت از حوض وقتي در حال غرق شدن هستي.
این داستاک همچون هر اثر ادبی بزرگ دیگری می‌تواند دارای لایه‌های معنایی متعدد و افق باز هرمنوتیک باشد. مثلا می‌توان درباره‌ی انگاره‌ای که مردمان از «سهل» برساخته اند فکر کرد، پارسایی که بر  سر آب راه می‌رود، اما مؤذن ديده است كه او در حض افتاده و در حال  غرق شدن بوده. يا فكر كردن به این که چه فاصله ای میان تصورات ما و آن چه روی می دهد وجود دارد؟

 
 
براي عضويت در خبرنامه مجموعه فرهنگي هنري تهران آدرس ايميل خود را وارد نماييد:
 
 
 
کليه حقوق اين وب سايت متعلق به مجموعه فرهنگي هنري تهران ميباشد.