سه شنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۲
جهاني معنوي ادبيات كجاست؟
 
«جهان‌معنوي» ادبيات كجا ست؟

توضيحي بر مفهوم مسابقه‌ي داستان نويسي بين‌المللي «جهان معنوي»
 
عليرضا محمودي ايرانمهر

«فقط حرف‌هايي را به زبان داستان بگوييد كه راه بهتري براي بيان آن وجود نداشته باشد.» بنا به اين آموزه‌ي بنيادينِ نويسندگي، داستان، زباني است براي گفتن آن چيزهايي كه در اين قالب، بهتر از هر شيوه‌ي ديگري به بيان مي‌آيند، حرف‌هايي كه مي‌توانند مايه‌هاي‌ فلسفي، روانشناختي، تاريخي و يا متافيزيك داشته باشند، اما تجربه‌‌ي داستاني آن كيفيتي يگانه دارد. شايد به همين دليل باشد كه در طول تاريخ، بخش عظيمي از دروني‌ترين دريافت‌هاي انسان به صورتي داستاني تجلي يافته‌اند. داستان‌هايي درباره‌ي هزارتوي‌ها ذهن، گفتارهاي دروني، سيلان آگاهي، قدرت‌هاي ذهني انسان، تجربه‌هاي هستي‌شناختي و شهودي و نيز جلوه‌هايي كه جان آدمي را متبلور مي‌كنند.
جهان و پديده‌هاي بديهي‌ و روزمره‌اش هميشه با تعريف‌‌هاي عيني و بيروني شناخته مي‌شود. مثلا آب خالص در كنار دريا با دماي 100 درجه به جوش مي‌آيد. اين يك فرضيه اثبات شده‌ي علمي و شكلي از واقعيت عيني است. اما انسان همواره براي لمس بهتر و لذت بردن بيش‌تر از هستي به شناختي شخصي و دروني‌تر  نياز داشته است. مثل وقتي كه به دريايي واقعي مي‌نگريم، و بازتاب آن را در ذهن خود به قالب شعر يا داستان بيان مي‌كنيم. ادبيات بازتاب دروني تجربه‌هاي انسان از جهان است. و چنين است كه  مثلا تصويرهاي داستاني گابريل گارسيا ماركز از «ماكوندو» براي ميليون‌ها خواننده‌ ملموس و دوست داشتني‌تر از كلمبياي واقعي مي‌نمايد. ادبيات شكلي از كشف و شهود در جلوه‌هاي هستي است كه رنگ‌هاي ناشناخته‌ي آن را آشكار مي‌سازد و روياهاي ما را گسترش مي‌دهد، خيال‌هايي كه واقعيت از آن غني و ملموس مي‌شود و با جان خود آن را احساس مي‌كنيم. از اين منظر پيرمرد ماهيگير «ارنست‌همينگوي» در رمان «پيرمرد و دريا» همان قدر مي‌تواند قدرت‌هاي دروني انسان را آشكار سازد كه قهرمانان استوره‌اي تاريخ و به همين قياس رمان صيد قزل‌آلاي «ريچاردبراتيگان» مي‌تواند رنگي از سير و سلوك معنوي داشته باشد. 
ادبيات، تاريخِ جستجوي بشر براي بيان چيزي‌‌هايي است كه از شدت بديهي بودن يا پيچيدگي غير قابل بيان مي‌نمايند. مثل داستان پيچيده‌اي كه  يك روز از زندگي ساده‌ي شخصيتي را  روايت مي‌كند، يا داستاني كه به سادگي كه از انديشه‌هاي پيچيده‌ي فلسفي سخن مي گويد. بررسي تاريخِ ادبيات مي‌تواند سير تحول نگاه انسان به خود، زندگي و رازهاي هستي را نشان دهد. مي‌توان فرم‌هاي گوناگون داستاني را از كهن‌ترين افسانه‌ها و مكتوبات هستي شناسانه‌ي باستاني و سخنان پيامبرانه گرفته تا رمان‌هاي بزرگ قرن نوزدهم رديابي كرد.  از اين روي نگاهي به سير انديشه و دريافت‌هاي هستي شناختي انسان، تصويري از تاريخ داستانگويي را نيز نشان مي‌دهد، گستره‌ي وسيعي كه از روايت‌هاي هيروگليف، داستان‌هاي عهد عطيق، افسانه‌هاي سامي، آريايي و چيني، كتب آسماني و تراژدي‌هاي يونان باستان آغاز مي‌‌شود و تا «كمدي الهي» دانته، «مثنوي‌معنوي» مولوي، «چنين‌گفت‌زرتشت» نيچه، «اوليس» جيمزجويس و «درجستجوي زمان از دست رفته»‌ي مارسل پروست امتداد مي‌يابد. اين دامنه‌ي روايي را مي‌توان تا شاهكارهاي موسيقي، سينما و هنر‌هاي زيبا نيز گسترش داد.
منظور از مفهوم «جهان‌معنوي» در مسابقه‌ي داستان‌نويسي بين‌المللي كه با همين عنوان شروع به كار كرده است، همه‌ي آن گنجينه‌ي عظيمي است كه ادبيات داستاني به انسان هديه مي‌دهد. روايت‌هايي كه انسان را به خود ، طبيعت و هستي نزديك‌تر مي‌سازند. نوشتن از تأثير‌هايي كه جهان و زندگي در ذهن شما بر جاي مي‌گذارد، موضوع اين مسابقه است. تصويرهايي از رنج‌ها، شادي‌ها، شكست‌ها و پيروزي‌ها و نيز واكنش‌هاي گوناگون انسان نسبت به آن‌‌ها. از اين منظر جهان‌معنوي آن احساس توصيف ناپذيري است كه از خواندن يك داستان خوب به ما دست مي‌دهد، احساسي كه ما را برمي‌انگيزد كه به ساده ترين جلوه‌هاي هستي دوباره نگاه كنيم و پيوسته در حال شناختي مكرر باشيم.  همچون چرخه‌ي به هم پيوسته‌ي طبيعت كه استمرار حيات آن را تضمين مي‌كند.
بنابراين اصطلاح «جهان‌معنوي» به رغم ابهامي كه در مفهوم كلمه‌ي معنويت وجود دارد، مي‌تواند معنايي بسيار ملموس داشته باشد. تمامي دريافت‌هايي كه تا كنون از خواندن هر داستان خوبي داشته‌ايد مي‌تواند شكلي از تجلي جهان معنوي باشد. زيرا شما بازتابي از جهان عيني را در جهان ذهني و دروني خود ساخته‌ايد.
 

 

 
 
براي عضويت در خبرنامه مجموعه فرهنگي هنري تهران آدرس ايميل خود را وارد نماييد:
 
 
 
کليه حقوق اين وب سايت متعلق به مجموعه فرهنگي هنري تهران ميباشد.